توافقی که قرار است میان ایالات متحد آمریکا و ایران امضا شود، گویا در نهایت به جنگی که آمریکا و اسرائیل در ۲۸ فوریه با جمهوری اسلامی ایران آغاز کردند، پایان خواهد داد. اما در گام نخست، میباید به بازگشایی تنگۀ هرمز بینجامد. برای امضای این توافق، ترامپ با چندین رهبر و میانجی منطقهای از جمله عربستان سعودی، امارات متحد عربی، قطر، پاکستان، ترکیه، مصر، اردن و بحرین رایزنی کرده است. او همچنین جداگانه با بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، گفت و گو کرده است.
حساسترین مسائل بهویژه مسألۀ هستهای به مرحلۀ بعدی مذاکرات موکول شده است و این موضوع اسرائیل را بسیار نگران کرده است. به گزارش رسانههای اسرائیلی، توافقی که به بازگشایی تنگۀ هرمز بینجامد و نویدبخش گشایش در اقتصاد بحرانزدۀ ایران باشد بیآنکه مشکل اورانیوم غنیشده، برنامۀ موشکهای بالستیک و حمایت ایران از گروههای مسلح منطقهای را حل و فصل کند، توافقی نگران کننده برای دولت اسرائیل است.
امضای احتمالی این توافق شماری از جمهوریخواهان آمریکا را نیز نگران کرده است. سناتور لیندسی گراهام، پشتیبان پر و پا قرص اسرائیل و هوادار سرسخت جنگ با ایران، گفته است توافقی که ایران را در جایگاه قدرت در خلیج فارس بنشاند، «کابوسی برای اسرائیل» خواهد بود. به گفتۀ او، اگر ایران توانایی تهدید تنگۀ هرمز و زیرساختهای نفتی خلیج فارس را حفظ کند، تعادل منطقهای یکسره تغییر خواهد کرد.
تحلیلگرانی معتقدند که حسابگریهای سیاسیِ زودگذر و الزامهای موقتی، ترامپ را به امضای توافق با ایران بدون در نظر گرفتن نگرانیهای دولت اسرائیل واداشته است. از ۱۱ ژوئن تا ۱۹ ژوئیۀ امسال ایالات متحد آمریکا در کنار مکزیک و کانادا میزبان جام جهانی فوتبال ۲۰۲۶ خواهد بود. بازیها در سه شهر مکزیک، ۲ شهر کانادا و ۱۱ شهر ایالات متحد برگزار خواهد شد. در چهارم ژوئیه نیز ایالات متحد آمریکا دویست و پنجاهمین سالگرد امضای تاریخی اعلامیه استقلال را جشن خواهد گرفت.
از سوی دیگر، در سوم نوامبر امسال انتخابات میاندورهای ۲۰۲۶ برگزار خواهد شد. این انتخابات، نخستین انتخابات میاندورهای از سال ۱۸۹۴ میلادی است که در دومین دورۀ ناپیوستۀ ریاست جمهوری یک رئیس جمهور برگزار می شود. آمریکاییها برای انتخاب ۴۳۵ نمایندۀ مجلس نمایندگان ایالات متحد و ۳۵ نماینده از ۱۰۰ نمایندۀ سنای آن کشور به پای صندوقهای رأی خواهند رفت.
اما بعضی از کارشناسان معتقدند که بیاعتنایی ترامپ به نگرانیهای دولت اسرائیل، علتهای اساسیتری دارد. به گفتۀ صوُفی بِسیس، مورخ و روزنامهنگار یهودیتبارِ تونسی، در ایالات متحد آمریکا جنبش نیرومندی از جمله در میان جمعیت یهودی آن کشور برضد سیاست کنونی اسرائیل وجود دارد. یکی از علتهای شکست کامالا هریس در انتخابات ریاست جمهوری پشتیبانی بیقید و شرط او از اسرائیل بود.
این جنبشِ نیرومند روابط آمریکا را با دولت اسرائیل دگرگون خواهد کرد. به گفتۀ این مورخ و روزنامهنگار سرشناس، در انتخابات شهرداری نیویورک بیش از یک سوم یهودیان آن شهر به زُهران ممدانی رأی دادند. در حالی که در کارزارهای انتخاباتی او را به سبب مخالفتش با سیاستهای دولت اسرائیل به یهودستیزی متهم میکردند. در انتخابات آیندۀ ریاست جمهوری، نامزد حزب دموکرات ناگزیر است این واقعیت را در نظر بگیرد.
در ایالات متحد دو جریانِ ناهمگون و حتی ضد هم بیآنکه دست به ائتلاف بزنند در جهت پایان دادن به سیاستِ پشتیبانی دولت آمریکا از اسرائیل حرکت میکنند. هماکنون، بخش بزرگی از هواداران ترامپ مخالف پشتیبانی آمریکا از اسرائیل اند. برای مثال، تاکر کارلسون، تحلیلگر سیاسیِ محافظهکار و یکی از پرنفوذترین حامیان پیشینِ ترامپ، معتقد است که دستگیری و ربودن نیکلاس مادوروُ، رئیس جمهور پیشین ونزوئلا، توجیهپذیر است. زیرا ونزوئلا در منطقۀ نفوذ ایالات متحدِ مسیحی قرار دارد. اما پذیرفتنی نیست که آمریکا اینهمه پول و انرژی برای حمایت از کشوری در دوردستها صرف کند که حتی بابت سلاحهایی که میگیرد، پولی پرداخت نمیکند و مردمانش مسیح بودن عیسی را انکار میکنند.
به گفتۀ میشل فِهِر، فیلسوف یهودیتبار بلژیکی، در درون جنبش «ماگا» (عظمت را دوباره به آمریکا بازگردانیم)، کسی از دادن شعارهای نژادپرستانه و زنستیز جلوگیری نمیکند. اما برای خوشایند متحد پرهزینه و ناسپاسی مانند اسرائیل از دادن شعارهای یهودستیزانه جلوگیری میکنند. این وضع نمیتواند ادامه پیدا کند. به گفتۀ این فیلسوف، نشانههای یهودستیزی بهویژه در میان «مسیحیان انجیلی» ظاهر میشود. ایدۀ «صهیونیزم مسیحی» در میان این مسیحیان رفته رفته رنگ میبازد. برپایۀ این ایده، مسیح زمانی باز خواهد گشت که یهودیان تمام فلسطین را اشغال کنند.
به عقیدۀ میشل فِهِر، یهودستیزی در آگاهی جمعی جریانهای راست افراطی در کشورهای غربی جایگاه ویژهای دارد. برای مثال، دو جریان اصلی راست افراطی در آلمان و فرانسه به ظاهر از اسرائیل و یهودیان حمایت میکنند، اما در باطن همچنان یهودستیز باقی میمانند. به گفتۀ دومینیک موئیزی، کارشناس ژئوپلیتیک و مشاور ویژه در موسسۀ روابط خارجی فرانسه، مماشات غربیها با دولت اسرائیل نتیجۀ احساس پشیمانی آنها از نسلکشی یهودیان در جنگ جهانی دوم است. اما اگر توازن قوا در جهان به سود چین و دیگر قدرتهای غیرغربی تغییر کند، اسرائیل دیگر مانند امروز پشتیبانان بیقید و شرط نخواهد داشت.
این کارشناس برجستۀ فرانسوی که خود یهودیتبار است، از رهبران اسرائیل میخواهد هرچه زودتر در سیاستهای خود تجدید نظر کنند. به گفتۀ میشل فِهِر، سال گذشته، نتانیاهو به درستی اعلام کرد: ما «اسپارت» هستیم. اسپارت چیست؟ این شهر باستانی دو وسواس فکری داشت. نخست، دشمنان خارجی؛ و دوم، فروپاشی از درون. برای دور کردن این احساس، اسپارت میبایست همواره دشمن تراشی کند، بر شمار آنها بیفزاید و با آنها بجنگد. اما با این کار، از درون تهی میشد و سرانجام هر شهر و سرزمینی را در پیرامون خود خطر وجودی میانگاشت.
شکی نیست که همۀ این اندیشهگران یهودیتبار در درجۀ نخست به آینده و بقای اسرائیل و همزیستی آن کشور با همسایگانش میاندیشند.