امروز سهشنبه ۲۳ ژوئن ۲۰۲۶ مارک بلوک، مورخ نامدار و مبارز تسلیمناپذیر «نهضت مقاومت ملی فرانسه» هشتاد و دو سال پس از اعدام او به دست نازیهای آلمان به پانتئون راه خواهد یافت. از این پس، این مورخ و کارشناس تاریخ قرون وسطی که زندگی خود را وقف خدمت به فرانسه کرد به همراه همسر و دستیارش، سیمون ویدال، در آرامگاه بزرگان فرانسه خواهد آرمید.
او در سال ۱۹۱۴ با عنوان گروهبان در هنگ ۲۷۲ پیاده نظام فرانسه اسلحه به دست گرفت و در جنگِ جهانی اول با دشمنان فرانسه جنگید. او آن جنگ را با درجۀ سروانی به پایان رساند و مفتخر به دریافت نشان «لژیون دوُنوُر» و نشان «صلیب جنگ» با چهار تقدیرنامه شد. سپس با تکیه بر تجربههایش در جنگ، در مقام مورخ به اندیشهورزی دربارۀ «اخبار جعلی جنگ» و «باورهای جمعی» پرداخت. سپس، نتایج اندیشهورزیهایش را در سال ۱۹۲۴ در کتابی ارجمند زیر عنوان «پادشاهان معجزه گر» منتشر کرد.
مارک بلوک در ۱۶ ژوئن ۱۹۴۴در سن ۵۸ سالگی به جرم شرکت فعال در «نهضت مقاومت ملی فرانسه»، بدون محاکمه به دست گشتاپوی لیون تیرباران شد. این مورخ بزرگ پیش از آنکه کشته شود، ناگزیر شده بود محدودیتهایی را متحمل شود که حکومت ویشی برای یهودیان وضع کرده بود. مارک بلوک سپس مشمول عفو تحقیرآمیز معافیت اداری شد که ویشی برای دانشگاهیان مهم در نظر گرفته بود. اما سرانجام، در مارس ۱۹۴۳ پس از حملۀ نازیها به «منطقه جنوبی» از کار برکنار شد.
با شعلهور شدن جنگ جهانی دوم و امضای آتشبس میان فرانسه و آلمان نازی در ۲۲ ژوئن ۱۹۴۰، مارک بلوک پایانِ تراژیکِ زندگانیاش را سه سال پیش از تیرباران شدنش به دست نازیها پیشگویی کرد. او در «سَن دیدیه دوُ فوُرمان» در کنار ۲۹ عضو دیگر نهضت مقاومت نوشت: «در دو جنگ اخیر فرصت نیافتم برای فرانسه بمیرم. دستکم امروز میتوانم این را صادقانه بگویم: من در مقام فرانسویِ میهندوست، همانگونه که برای فرانسه زیستهام، برای فرانسه نیز میمیرم.»
در آن وصیتنامه که مارک بلوک آن را در ۱۸ مارس ۱۹۴۱ نوشته، آمده است: من به پیروی از سنّت دیرینۀ خانوادگی به سرزمین مادریام دلبستهام، از میراث معنوی و تاریخ آن تغذیه کردهام و به واقع، نمیتوانم کشور دیگری را تصور کنم که بتوانم در آن به این آسانی نفس بکشم. من این کشور را بسیار دوست داشتهام و با تمام وجود به آن خدمت کردهام.
مارک بلوک در نخستین وصیتنامهاش نیز که آن را در گرماگرم جنگ بزرگ در اوایل سال ۱۹۱۵ نوشته بود، میگوید: از هیچ چیز پشیمان نیستم. من همیشه زندگی را دوست داشتهام، اما اکنون آمادۀ فداکاری هستم و آن را میپذیرم. این را بیهیچ لرزشی، با جرأت تمام و با سرافرازی میگویم.
مارک بلوک در سال ۱۸۸۶ در شهر لیون در خانوادهای از یهودیان آلزاسی متولد شد که پس از شکست فرانسه در جنگ با پروس در سال ۱۸۷۰ و الحاق آلزاس-موُزِل به امپراتوری آلمان، فرانسه را برای زندگی انتخاب کردند. او در محیطی سرشار از ارزشهای جمهوری سوم بزرگ شد. فرانسه برای اعضای خانوادۀ بلوک کشوری بود که به آنان ملیت، ملیت انقلاب فرانسه، را داده بود. به همین سبب بود که در یهودیان آلزاسی حس نیرومند وظیفهشناسی، مدیون بودن و تعهد به فرانسه رشد کرده بود.
مارک بلوک در دورۀ میان دو جنگ نام و آوازه پیدا کرد. در سال ۱۹۲۹ به همراه همکارش ، لوسین فِور، مجلۀ «سالنامۀ تاریخ اقتصادی و اجتماعی» را بنیان گذاشت که سرچشمۀ انقلابی در تحقیقات تاریخی شد. مکتب جهانگستر تاریخنگاری «آنال» پیرامون آن مجله شکل گرفت. او هفت سال بعد، مدرّس تاریخ اقتصادی و اجتماعی در دانشگاه سوربن شد و سپس به مقام استادی دانشگاه رسید.
ایدۀ انتشار مجلهای ویژه دربارۀ «تاریخ اقتصادی و اجتماعی» را مارک بلوک و لوسین فور پس از جنگ جهانی اول با الهام از مجلۀ پیشرو آلمانی با عنوان «فصلنامۀ تاریخ اجتماعی و اقتصادی» که از سال ۱۹۰۳ منتشر میشد، مطرح کردند. آنان امیدوار بودند با پیشنهادهای اندیشیده و سازندۀ خود در زمینۀ «روششناسی تاریخی» و به طور کلی تاریخنگاری، از «تاریخ سیاسی» که شیوۀ رایج و مسلط تاریخنگاری در آن روزگار بود، فاصله بگیرند. آن دو زیر تأثیر افکار «هانری بِر»، بنیانگذار «مجلۀ سنتز» نیز بودند. آن مجله در سال ۱۹۰۰ تأسیس شده بود و هر دوی آنان با آن همکاری میکردند.
در سال ۱۹۳۹ هنگامی که جنگ جهانی دوم درگرفت، مارک بلوک پدر شش فرزند بود. با این حال، تصمیم گرفت دوباره جامۀ سربازی به تن کند، هرچند به دلیل مسئولیتهای خانوادگیاش مجبور به این کار نبود. او خود را به طنز «سالمندترین کاپیتان فرانسه» مینامید. او سپس در مقام افسر مسئول تأمین سوخت ارتش اول خدمت کرد و پنجمین و آخرین تقدیرنامه خود را دریافت کرد.
در روزهای پایانی نبرد خونین بندر «دنکرک»، از آن بندر به بریتانیا منتقل شد، اما تصمیم گرفت بیدرنگ به فرانسه بازگردد. او برای آنکه اسیر نشود، یونیفرم خود را رها کرد و به خانوادهاش در شهرستان «کروُز» در مرکز فرانسه پیوست. در آنجا بود که کار تاریخنگاری را از سر گرفت و رسالهای دربارۀ علل شکست متفقین نوشت که پس از مرگش در سال ۱۹۴۶ با عنوان «هزیمت غریب» یا «شکست عجیب» منتشر شد. نبرد «دنکرک» نبردی در ماههای آغازین جنگ جهانی دوم در پیرامون شهر بندری «دنکرک» در شمال فرانسه، میان ارتش آلمان نازی و متفقین غربی بود که سرانجام با تسلیم شدن نیروهای فرانسه و بیرون رفتن نیروهای بریتانیایی، با پیروزی نازیها پایان یافت.
باری، هشتاد و دو سال پس از تیرباران این روشنفکر متعهدِ یهودیتبار فرانسوی به دست نازیها، سرانجام، فرانسویها جایگاه پرافتخار او را در تاریخ فرانسه به او تقدیم کردند. شکی نیست که اگر او تنها یک استاد بزرگ دانشگاه بود، وارد پانتئون نمیشد.