این اپیزود، ادامهی فصل چهارم نیست و ادامه هفتخوان نیست.
اما از همان جهان میآید…
از همان ریشهای که شاهنامه از آن جان گرفته.
«پسر گاودار» داستان یکی از همان آدمهاییست که معمولاً فقط یک خط از تاریخ نصیبشان میشود.آدمی ساده، بیادعا، بدون شمشیر و تاج؛ دشتبانی که در روزگاری تاریک،کاری کرد که باید میکرد — نه برای افتخار، نه برای پاداش، فقط چون درست بود.
این داستان را پیشتر، خیلی کوتاه، در فصل دوم گفته بودیم و رد شده بودیم.
اما بعضی داستانها را نمیشود رد شد.
بعضی آدمها، حتی اگر نامشان در حاشیه مانده باشد، ستونِ یک سرنوشتاند.
این اپیزود دربارهی شجاعتِ آرام است؛ دربارهی ایستادن، وقتی همه ترجیح میدهند سرشان را پایین بیندازند؛ و دربارهی اینکه گاهی، تاریخ را نه شاهان، که آدمهای معمولی میسازند.
این قسمت ممکن است برای شنوندههای کمسن، بار احساسی سنگینی داشته باشد.
پیشنهاد میکنیم مثل همیشه، با همراهی و آگاهی شنیده شود.
پادکست «دیوان» خیلی زود با ادامهی داستانها برمیگردد.
تا آن روز،
این روایت را بشنوید؛
برای یادآوری اینکه
امید،
اغلب از جاهایی میآید که انتظارش را نداریم.