اپیزود ۴۶
سیستم جهانی بعد از جنگ سرد
ایمانوئل والرشتاین - ۱۹۹۳
در این مقاله والرشتاین فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و پایان جنگ سرد را چیزی بیش از یک تغییر در روابط بینالملل میبیند؛ پایان جنگ سرد برای او تجلی پایان نظم جهانی پس از ۱۹۴۵ و آغاز یک بحران عمیق سیستمی است. طبق این تحلیل، نظام جهانی معاصر با پایان هژمونی ایالات متحده و فرسودگی لیبرالیسم به عنوان ایدئولوژی غالب جهانی تعریف میشود. و جهان وارد دوران «پساآمریکایی» و «پسالیبرال» شده است.
والرشتاین از ۳ منبع عمده بیثباتی در دوران پسا جنگ سرد نام میبرد:
گزینه خمینی: کشورهای پیرامونی ممکن است «کاملا بیگانه» بودن را انتخاب کنند و قوانین سیستم بین دولتی و هنجارهای ژئوفرهنگی شمال را رد کنند.
گزینه صدام حسین: چالشهای نظامی در برابر سلطه شمال. در حالی که چنین تلاشهایی ممکن است از نظر نظامی شکست بخورند، کمبود منابع مالی و سیاسی ایالات متحده، منجر به ناپایدار شدن نقش ایالاتمتحده در شکل پلیس نظامی است.
مهاجرت گسترده: حرکت «غیرقابل توقف» مردم از جنوب به شمال. انتظار میرود این امر باعث بیثباتی سیاسی داخلی در ایالتهای شمالی شود و نیروهای راستگرای ضد مهاجر را تقویت کند و اعتماد به توانایی دولت در حل نابرابریهای اجتماعی را از بین ببرد.
والرشتاین دوره فعلی را (Transitional Present) «حال گذار» توصیف میکند که از اواخر دهه ۱۹۶۰ آغاز شد. از نظر او این گذار، جهان را به سمت نوعی «دوگانگی»، نقطهای از بیثباتی شدید سوق میدهد. او پیشبینی میکند آینده، دورانی از بینظمی بزرگ باشد که با رقابت اقتصادی حاد بین قدرتهای اصلی، ظهور جنبشهای ضد سیستمی و مهاجرتهای جمعی که ثبات کشورهای شمالی را به چالش میکشد، مشخص میشود.
شعر ابتدای اپیزود: من هنوز زندهام - احمدرضا احمدی
تا دقیقه ۲۲ مقدمه: رد تحلیل فرهنگی به جنگ و توضیحی کوتاه درباره تئوری سیستم جهانی
از دقیقه ۲۲: خواندن مقاله